روش تحقیق
روشهای خصوصی سازی
ازای. اس. ساواز(5)، باروچ کالج(6)، دانشگاه شهر نیویورک.
عملکرد دولت و یا تشکیلات اقتصادی ایالتی بر اساس سه روش میتوانند خصوصی شوند : سبک کردن، نمایندگی دادن و یا جایگزین ساختن. ایاس ساواز، یکی از طرفداران برجسته خصوصی سازی ایالات متحده و رئیس تشکیلات پژوهش خصوصی سازی(49) درباروچ کالج(6) دانشگاه شهر نیویورک نکات مهم پیرامون هر روش را برمیشمارد.
سبک سازی
سبک سازی به معنی ریختن سرمایه و دارایی است. این نیازمند عمل مستقیم و مثبت دولت است که معمولا کاری یکباره است. سرمایه و دارایی در یک داد و ستد دریک روند فروخته و یا بخشیده شده ویا سرمایه بصورت پول نقد درآورده شده است.( بعبارت دیگر تعطیل گشته و داراییهای باقیمانده فروخته شده است)
سبک سازی با فروش: فروش تشکیلات اقتصادی استانی ممکن است بصورت جزئی و یا مرحلهای باشد بدین صورت که دولت قسمتی از موجودیهای تحت اختیارش را در هر مرحله بفروش میگذارد. (بعضیها دلیل میآورند که تا زمانی که دولت بخش اعظم مالکیت و کنترل خود را واگذار نکرده است فروش موجودیها معمولا برای افزایش سرمایه است نه برای خصوصی سازی.). شکل فروش سرمایه هرچه باشد ارزش گذاری داراییها معمولا کاری پردردسر است.
سبک سازی با فروش ممکن است به پنج طریق انجام پذیرد:
فروش تشکیلات اقتصادی(یا سرمایهها) به یک خریدار با مذاکره.
فروش آن به عوام با صدوراوراق سهام
فروش آن به مدیرانش
فروش آن به کارمندانش
فروش آن به مصرف کنندگان ویا مشتریانش
سبک سازی از طریق جابجایی رایگان: این روش سبک سازی به فروش تشکیلات اقتصادی نیازی نیست و از طریق واگذاری رایگان به کارکنان ، استفاده کنندگان ویا مشتریان ویا واگذاری کلی به عوام انجام میپذیرد.
بعنوان مثال یکی از روشهای بدیع واگذاری رایگان تشکیلات اقتصادی استانی در کشور کانادا انجام شد. بحثهای سیاسی طولانی و تلخی در مورد چگونگی نحوه فروش تشکیلات متعلق به دولت ایالتی انجام شده بود. مخالفان برای اینکه جلوی فروش را بگیرند در مورد قیمت پیشنهادی سوال میکردند. موافقین در مورد این مسئله این چنین استدلال میکردند که اگر قیمت بسیار پایین باشد آنها به حراج میراث مردمی متهم میشوند و اگر قیمت بسیار بالا باشد فروش به درستی انجام نشده است. در یک حرکت ابتکاری سیاسی، نخست وزیر وقت استدلال کرد از آنجایی که بر اساس آخرین تحقیقات انجام گرفته این شرکتها همگی متعلق به مردم هستند و مردم هم هزینه آنرا یکبار قبلا پرداخت کردهاند به چه دلیل باید مجبور به پرداخت هزینه دوباره شوند لذا باید بصورت رایگان به آنها واگذارشود. و برغم پیچیدگیهایش این حرکت مهم با واگذاری اوراق سهام به عموم با موفقیت انجام شد.
واگذاری رایگان سهام به عوام یکی از خصایص خصوصی سازی تشکیلات ایالتی در بیشتر کشورهای پس از دوران سوسیالیستی میباشد.
سبک سازی از طریق نقدینگی: و بالاخره سبک سازی را میتوان با استفاده از به نقد کردن تشکیلات اقتصادی کم بازده از طریق فروش داراییهای آن انجام داد اگر چنانچه هیچ خریداری برای آن پیدا نشد و آینده درخشانی برای برگشت به سوددهی وجود نداشت.
نمایندگی
روش دیگر متداول خصوصی سازی واگذاری نمایندگی است. برخلاف سبک سازی که روشی یک باره است، این روش نیازمند نقشی کاری و مداوم برای دولت است. زمانی که خصوصی سازی بوسیله واگذاری نمایندگی انجام میشود، دولت به بخش خصوصی برای جزء و یا کل فعالیتهای تولیدی و یا خدماتی اختیار میدهد ولی مسئولیت سرپرستی و نظارت آنرا حفظ میکند. دادن نمایندگی از طریق قرارداد ، حق امتیار، سند و یا قمومیت انجام میپذیرد
نمایندگی از طریق قرارداد: دولت میتواند خصوصیسازی یک فعالیت را از طریق بستن قرارداد با بخش خصوصی برای انجام آن کار انجام دهد. برای مثال دولتهای محلی معمولا برای انجام برخی سرویسهای خدماتی مانند جمع آوری زبالهای جامد، تعمیرات خیابانها، تمیزکردن خیابانها، برفروبی، نگهداری درختان قرارداد میبندند.
نمایندگی با واگذاری حق امتیاز: در روش حق امتیاز دولت حق ( معمولا بصورت حق تام) فروش خدمات و یا محصولی را به یک سازمان خصوصی واگذار میکند. شرکت خصوصی نیز در عوض مبلغی را به دولت پرداخت میکند.
دو نوع حق واگذاری وجود دارد. یکی استفاده از قلمرو عمومی است – امواج رادیو و تلویزیون، حوزه هوایی، خیابانها، فضای زیرزمینی و از این قبیل. برای مثال تلویزیون و رادیو، خطوط هوایی، شرکتهای اتوبوس رانی و تاکسی رانی، و خدمات شهری( برق، گاز، آب، تلفن) از قلمروی عمومی برای انجام خدمات تجاری استفاده میکنند. این سازماندهیها معمولا اعطای امتیاز گفته میشوند.
فرم دوم به شکل رهن است، بدین ترتیب که مال و املاک محسوس دولتی بوسیله یک اجاره کننده خصوصی برای کاربریهای تجاری بکارگرفته میشود.
نمایندگی از طریق واگذاری کمک مالی: نمایندگی در این روش بطریق سپردن کمک مالی انجام میشود. به جای اینکه خود دولت کاری را به انجام برساند، انجام و کمک هزینه آنرا به بخش خصوصی واگذار میکند. ( این شیوه معمولا بکار گرفته میشود که محبوبیت سیاسی بدست آورند، و بنابر این کمکهای مالی مکررا به تشکیلات خصوصی فقیرتر به بهانههای غیر واقعی انجام میشود حتی اگر منفعت عمومی بسیار کمی بدست آید.)
فرق بین کمکهای مالی با بستن قرارداد چنین است که در کمکهای مالی معمولا درخواستهای کلی اصلی مطرح میشوند ( اجرای سرویس اتوبوس، خانه سازی و اجاره آنها بر مبنای قیمتهای بازارمذکور، انجام تحقیقات، ترویج هنر) در حالیکه قرارداد معمولا فعالیتهای خاصی را برای یک سرویس ویژه با ذکر برخی جزئیات مد نظر قرار میدهند ( جاروب قسمت غربی خیابانهای بخصوصی در ساعتهای بین 7 تا 9 صبح در روزهای سهشنبه و جمعه).
نمایندگی بوسیله تضمین: دولت میتواند بوسیله تضمین دادن به دریافتکنندههای حایز شرایط، که پیشتر خدمات ایالتی را انجام میداند نمایندگی واگذار کند. از این تضامین میتوان برای غذا، مسکن، تحصیل، خدمات درمانی، نگهدارای کودکان و حمل ونقل استفاده کرد. دریافت کنندگان، این تضامین را برای خرید خدمات در بازار استفاده میکنند. بدین ترتیب که به جای روش سوبسید گذاری که برای کمکهای مالی استفاده میشود این تضمین نامهها مصرف کنندگان حایز شرایط را کمک میکند.
اجبار: آخرین فرم از خصوصی سازی با اجبار است که دولت به نمایندگیهای خصوصی امر میکند که خدماتی را با هزینه خودشان به اجرا در آورند. بیمه بیکاری نمونه متداولی از دادن نمایندگی با اجبار است. کارفرمای خصوصی این خدمات را برای کارمندان خود فراهم میآورد.
نمایندگی با اجبار – همانند دادن کمک مالی، دادن تضمین و بستن قرارداد – تنها زمانی خصوصی سازی گفته میشود که به نقش کمتر نه بیشتر برای دولت ختم شود. بدین معنی که اگر سیستم امنیت اجتماعی با حساب اجباری بازنشستگی شخصی جایگزین شود در آن صورت این خصوصی سازی اجباری گفته میشود که یک فرم نمایندگی است . از طرف دیگر اگر خدمات درمانی داد و ستدی با خدمات درمانی ارایه شده اجباری از طرف کارفرما جایگزین شود در این صورت این مقابل خصوصی سازی است چرا که بجای کم کردن نقش دولت باعث نقش آفرینی بیشتری برای دولت میشود.
جانشینسازی
خصوصی سازی میتواند بوسیله جانشینسازی نیز انجام شود. در مقایسه با دو روش اول که نیازمند نقش موثر از طرف دولت است، جانشین سازی یک روش تاثیر پذیر است که باعث جانشین شدن تدریجی بخش خصوصی با دولت در جهت پیشرفت بازار و رفع نیازمندیها میباشد. جانشینسازی خودبخودی با عقب نشینی و رفع ممنوعیت انجام میشود.
جانشین سازی خودبخودی: هنگامی که جامعه بر این نکته متفق القول شدند که خدمات دولتی نا کافی است و بخش خصوصی نیاز را تشخیص داد و در جهت جبران آن برآمد در این صورت این روش را جانشین سازی خودبخودی میگویند. در این صورت اجتماع برای گرفتن خدمات به سمت بخش خصوصی گرایش پیدا میکند.
یک مثال از این پدیده را میتوان درسیستم حمل و نقل خصوصی مشاهده کرد که زمانی که لایه سطحی تامین شده از طرف دولت برای اجتماع نا کافی به نظر میرسد تاکسیهای کولیوار، ونهای مسافرکش، مینیبوس و هر سیستم حمل ونقل غیر رسمی و غیرمجاز فنی در بسیاری از شهرهای دنیا پدیدار گشتهاند.
جانشین سازی از طریق کنارهگیری: که پیش فرض آن بدون غرض است و دولت میتواند در تقسیم فشار کار و یا در کنارهگیری از انجام آن تصمیمگیری کند.
مقام عالیرتبهای در تایلند این روش را "روش بونسای(50) " در خصوصی سازی میخواند. او میگوید که دولتش تشکیلات اقتصادی استانی را از گسترش مالی و سرمایه اجرایی محروم کرده است که بوسیله آن گسترش آنها را کند سازد. با محروم کردن تشکیلات اقتصادی استانی از آب و مواد معدنی و هرس هرچیز قابل رویت که باعث رشد میشود، بخش خصوصی رقیب با آرامی به رشد و نمو تشویق میشوند ونهایت باغچه را از آن خود میکنند. در نهایت در این تشبیه رنگارنگ که از ساقه گیاه بونسای گرفته شده است، گیاهان فراموش شده و بیمار از بین می روند.
جانشینسازی از طریق رفع ممنوعیت : تشکیلات اقتصادی ایالتی و فعالیتهای دولتی معمولا وجود دارند چون به آنها حالت انحصاری عطاء شده است و رقابت آنها با بخش خصوصی ممنوع است. عدم تعدیل، خصوصی سازی است که در آن بخش خصوصی انحصار طلبی دولت را به چالش میطلبد و قابلیت جایگزینی آنرا بصورت تمام داراست.
در کشورهایی که هیات بازاریابی بخش کشاورزی ایالتی آن، به صورت تک خریدارانه اداره میشود – کشاورزان باید تولیدات کشاورزی را فقط به خریداران مورد تایید بفروشند – عدم تعدیل به بازارهای خصوصی اجازه توسعه و جایگزینی تشکیلات اقتصادی استانی را میدهد.
کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق، چین و دیگر کشورهای جامعه گرا هرچند که هنوز بر اساس رژیمهای سوسیالیستی اداره میشوند در صدد هستند که اقتصادهای روبه زوال خود را از طریق رفع قوانین بازدارنده مالکیت خصوصی، دوباره احیا کنند، مبتکران را به ادغام آنها با شرکتهای خارجی تشویق نمایند ، و اجازه دهند که مکانیزم بازار رواج یابد. "بازار سازی" (51) اصطلاح دیگری از این روش است: که ارایه کننده بارمعنایی نظم بازار است و رفع ممنوعیت برای رسیدن به اقتصادی کارا است.
آخرین نتیجه، برقراری نظم مطالبهای و بازاری گونه – بوسیله سود رسانی به موسسات و نه برای سازمانهای داوطلبی و رقابت با نمایندگیهای عوام – برای خشنود کردن نیازهای نامناسب است
متنهای قبلی از "طبقه بندی استراتژی خصوصی سازی" بقلم ای.اس. سواس انتخاب شدهاند. منتشر شده با اجازه از قانون نشریههای تحصیلی. حق چاپ 1990 سازمان مطالعات خط مشی.